حکایت خواندنی داوری گربه!


تاریخ درج : 1394/10/05
تعداد نمایش : 533

حکایت خواندنی داوری گربه!

دو موش سر تقسیم پنیری دچار اختلاف شدند ونزد گربه ای  رفتند تا با استفاده از ترازوی که داشت،  پنیر را به طور مساوی بین آن ها تقسیم کند.

گربه پنیر را به نحوی تقسیم کرد که یک تکه سنگین تر از تکه بعدی شد. پس از تکه سنگین مقداری جدا کرد و خورد. این بار تکه بعدی سنگین گردید .گربه دوباره از آن مقداری جداکرد و خورد. باز هم یکی از دو تکه پنیر از دیگری سنگین ترشد .گربه آنقدر این عمل را تکرار کرد تا تنها تکه ای کوچکی باقی ماند .

پس گربه آخرین تکه را به موش ها نشان داد وگفت :

این هم مزد کارم  است وآن را بر دهان گذاشت و خورد و دو موش گرسنه با شکم گرسنه باز گشتند.

تهیه و گردآوری: گروه داستان پرداد / منبع:hammihan.com

     

استخدام در بانک  رزومه کاری  استخدامهای امروز تهران  استخدام شرکت نفت سال 96

آهنگ جدید بهترین هتلهای استانبول

مردی که هزاران زن خاطر خواه او هستند!! +عکس

عکس تکان دهنده ای که لیلا اوتادی منتشر کرد

نظرتان درباره این دختر جذاب چیست؟! +تصاویر

اعدام عاملان ناامنی در بوشهر در ملاء عام +عکس (18+)

اقدام هولناک و باورنکردنی یک عکاس در آتلیه عکاسی +تصاویر

عکس لو رفته از دختر آقای فوتبالیست مشهور در حال مصرف الکل!

عکس جنجالی بازیکن مشهور پرسپولیس با زنان بی حجاب!

مهناز افشار در حال کوهنوردی+عکس

چرا الناز شاکردوست از ایران رفت؟! +عکس

عکس جدید مهناز افشار و دخترش

وحشتناک ترین دختر دنیا! +تصاویر(18+)

بهنوش بختیاری در کنار دختران زیبایش! +عکس

برهنه شدن زن در خیابان به خاطر همسرش! +عکس

خواستگاری شرم آور سیفعلی از بهنوش بختیاری!! +عکس

اقدام زشت و غیر اخلاقی خواننده زن در شیرینی فروشی! +عکس

مطالب مرتبط :

داستان جنایت کار مهربان

داستان جنایت کار مهربان
داستان خنده دار پدربزرگ کلاه فروش و میمونها

داستان خنده دار پدربزرگ کلاه فروش و میمونها
اعتماد کن! - داستان کوتاه

کوهنوردي می‌خواست از بلندترین کوه بالا برود... او پس از سالها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست، تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود.
جملاتی که در ذهن مادرشوهرتان است

مادرشوهر ، رفتار مناسب با مادرشوهر ، افکار مادر شوهر ، برای داشتن یک رابطه خوب و بدون تنش با مادر شوهرتان، لازم است بدانید او چه احساسی دارد و در ذهنش چه می گذرد. هرچند هیچ عروسی سربازی نرفته ولی خیلی از آنها تا اسم مادر شوهر را می شنوند به حالت خبردار ایستاده و آماده ادای احترام می شوند.
رجبعلی خیاط چگونه خدا را امتحان کرد؟!

رجبعلی خیاط چگونه خدا را امتحان کرد؟!
نام و نام خانوادگی :  
پست الکترونیکی :    
*عدد بالا:
جستجو های مرتبط
کلید واژه ها
 

جهت عضویت در سایت و دسترسی کامل به تمامی مطالب سایت ، اطلاعات زیر را کامل نمایید. لطفا پست الکترونیک (ایمیل) خود را صحیح وارد نمایید. پست الکترونیک شما به عنوان نام کاربری در سایت ثبت خواهد شد و با پست الکترونیک خود می توانید وارد سایت شوید.

نام و نام خانوادگی :  
پست الکترونیک :    
 
رمز عبور :  
تکرار رمز عبور :