سامانه استخدامی پـرداد

بـزرگترین بانک اطلاعاتی کارجویان و مدیـران متخصص

معرفی نیروی موردنیاز کارفرمایان در کمترین زمان،توضیحات ...

روزه منصور حلاج - داستان


تاریخ درج : 1391/08/09
تعداد نمایش : 2813

ظهر یکی از روزهای رمضان بود ….حسین حلاج همیشه برای جزامی ها غذاروزه منصور حلاج - داستان می برده و اون روز هم …داشت از خرابه ایی که بیماران جزامی توش زندگی می کردند می گذشت ….جزامی ها داشتند ناهار می خوردند …ناهار که چه ؟ ته مونده ی غذاهای دیگران و و چیزهایی که تو اشغال ها پیدا کرده بودند و چند تکه نان…یکی از اون ها بلند میشه به حلاج می گه : بفرما ناهار !
- مزاحم نیستم ؟
- نه بفرمایید.
حسین حلاج میشینه پای سفره ….یکی از جزامی ها رو بهش می گه: تو چه جوریه که از ما نمی ترسی …دوستای تو حتی چندششون می شه از کنار ما رد شند …ولی تو الان….
حلاج میگه: خب اون ها الان روزه هستند برای همین این جا نمیاند تا دلشون هوس غذا نکنه.
- پس تو که این همه عارفی و خدا پرستی چرا روزه نیستی؟
- نشد امروز روزه بگیرم دیگه …
حلاج دست به غذا ها می بره و چند لقمه می خوره …درست از همون غذا هایی که جزامی ها بهشون دست زده بودند …
چند لقمه که می خوره بلند میشه و تشکر می کنه و می ره ….
موقع افطار که میشه منصور غذایی به دهنش می زاره و می گه : خدایا روزه من را قبول کن ….
یکی از دوستاش می گه : ولی ما تو را دیدیم که داشتی با جزامی ها ناهار می خوردی.

حسین حلاج در جوابش می گه : اون خداست …روزه ی من برای خداست …اون می دونه که من اون چند لقمه غذا را از روی گرسنگی و هوس نخوردم ….دل بنده اش را می شکستم روزه ام باطل می شد یا خوردن چند چند لقمه غذا ؟؟؟

 

گردآوری: گروه سرگرمی پرداد

 



  درمان قطعی مشکلات جنسی خانم ها و آقایون + لطفا متاهل ها

   با دیدن این تصویر موی بدنتان سیخ می شود / عکس +18

  سالم ترین روش لاغری - به سادگی 3 الی 7 کیلو لاغرشوید

  دنیای مد و فشن دختر پسرای ایرانی را دیده اید؟ +تصاویر

  خانم های خوش پوش - با چسب فرم دهنده سینه در مجالس بدرخشید

  با پک سفیدکننده دندان ، دندانهای سفید و لبخندی جذاب داشته باشید

  کاملترین بانک پروژه دانشجويي در ایران- بیش از 30000 پروژه تفکیک شده


استخدام تضمینی کارجویان در معتبرترین شرکتها و ادارات دولتی

لطفا افراد حساس و ترسو این مطلب و عکس ها را نگاه نکنند+18

 باشگاه بدنسازی مختلط دختران و پسران در تهران +عکس

مهناز افشار در حال کوهنوردی+عکس

عکس/ پلیس بازی بچه پولدار ایرانی با ماشین میلیاردی اش

دخترهای پولدار و بالاشهری تهران +تصاویر

چرا الناز شاکردوست از ایران رفت؟! +عکس

عکس جدید مهناز افشار و دخترش

ممنوع الفعالیت شدن ۹هنرپیشه زن به علت بدحجابی+ تصاویر

تا اقدام عجیب و خنده دار این مرد را نبینید باور نمی کنید!! +تصاویر

دختر بچه ای که قربانی ختنه دختران در ایران شد+عکس

وحشتناک ترین دختر دنیا! +تصاویر(18+)

احسان علیخانی راز ازدواج نکردنش را فاش کرد +عکس

مردی که هزاران زن خاطر خواه او هستند!! +عکس

حرکات نمایشی دختر شجاع ایرانی در ساحل دریا +عکس

سوتی بی سابقه صدا و سیما درباره بشار اسد /عکس

شکار و تجاوز به دختران تهرانی در ارابه شیطان +عکس

ماجرای پسری که با لباس زنانه سرقت می کرد +عکس

ترسناک ترین مرد جهان و همسرش! ( عکس 18+ )

بهنوش بختیاری در کنار دختران زیبایش! +عکس

برهنه شدن زن در خیابان به خاطر همسرش! +عکس

شغل خطرناک شجاع ترین دختر دنیا +تصاویر

 خانه فساد پسران خودفروش تهرانی برای خدمات به زنان پولدار +عکس

ماجرای دستگیری فوتبالیست مشهور تیم ملی در پارتی شبانه!

اعدام متجاوز به دختر 11 ساله در ملاء عام +تصاویر 18+

خواستگاری شرم آور سیفعلی از بهنوش بختیاری!! +عکس

اقدام زشت و غیر اخلاقی خواننده زن در شیرینی فروشی! +عکس

مطالب مرتبط :

سه مسافر مسلمان، مسیحی و یهودی / داستان

سه مرد مسلمان، مسیحی و یهودی با هم به سفر رفتند و شبی در کاروان سرایی ساکن شدند.
بالاتر از سياهي رنگي نيست - ضرب المثل

این عبارت هنگامي بکار برده ميشود که آدمي در انجام کار دشواري تهور و جسارت را به حد نهايت رسانيده باشد. البته آن تهور و جسارتي در اينجا منظور نظر است و ميتواند مصداق ضرب المثل بالا واقع شود که مبتني بر اجبار و اضطرار بوده و عامل عمل را کارد به استخوان رسيده باشد. در اين گونه موارد اگر عواقب شوم متصوره را متذکر شوند و عامل را از اقدام به آن کار خطير باز دارند جواب به ناصح مشفق اين است که: "بالاتر از سياهي رنگي نيست". و از سياهي منظورش شکست يا مرگ است که مي خواهد بگويد از آن ترس و بيم ندارد. پيداست
خدایا ، چرا من؟ / داستان

آرتوراش ، قهرمان افسانه ای تنیس هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلوده، به بیماری ایدز مبتلا شد ...
خشم فرمانروای یزد / داستان

خشم فرمانروای یزد / داستان
مجموعه جملات عاشقانه - سري دهم

دلبری٬ با دلبری دل از کفم دزدید و رفت هرچه کردم ناله از دل٬ سنگدل نشنید و رفت گفتمش: ای دلربا دلبر٬ ز دل بردن چه سود؟ از ته دل٬ بر من دیوانه دل خندید و رفت
نام و نام خانوادگی :  
پست الکترونیکی :    
 

جهت عضویت در سایت و دسترسی کامل به تمامی مطالب سایت ، اطلاعات زیر را کامل نمایید. لطفا پست الکترونیک (ایمیل) خود را صحیح وارد نمایید. پست الکترونیک شما به عنوان نام کاربری در سایت ثبت خواهد شد و با پست الکترونیک خود می توانید وارد سایت شوید.

نام و نام خانوادگی :  
پست الکترونیک :    
 
رمز عبور :  
تکرار رمز عبور :