ملاقات با فرشته بیکار / داستان
تاریخ درج : 1390/05/25
تعداد نمایش : 997

روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشته‌هاست و به کارهای آنها نگاه می‌کند، هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه‌هایی را که توسط پیک‌ها از زمین می‌رسند، باز می‌کنند، و آنها را داخل جعبه می‌گذارند. مرد از فرشته‌ای پرسید، شما چکار می‌کنید؟
فرشته در حالی که داشت نامه‌ای را باز می‌کرد، گفت: این جا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می‌گیریم. مرد کمی‌ جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می‌گذارند و آنها را توسط پیک‌هایی به زمین می‌فرستند.
مرد پرسید: شماها چکار می‌کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت‌های خداوندی را برای بندگان می‌فرستیم.
مرد کمی‌جلوتر رفت و دید یک فرشته‌ای بی کار نشسته است مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بی کارید؟
فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است. مردمی‌که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند، ولی فقط عده بسیار کمی‌جواب می‌دهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می‌توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسیار ساده فقط کافیست بگویند "خدایا شکر"
تهیه و گردآوری :: گروه تحریریه پرداد

* پست الكترونيك :  

برای دریافت جدیدترین مطالب مجله پـــرداد کافیست ایمیل خود را در کادر بالا وارد کنید

مطالب مرتبط :

مارگیر دزد / داستانی از مثنوی

دزدکی از مارگیری مار بُرد / زابلهی آن را غنیمت می شمرد
خانقاه / داستان کوتاه

صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه / بشکست عهد صحبت اهل طریق را
شتر، گاو و قوچ / داستان

شتر، گاو و قوچی در راهی با هم می رفتند. هر سه گرسنه بودند و دنبال علفی می گشتند.
عاشقانه ها/جبران خلیل جبران

عاشقانه ها/جبران خلیل جبران
زندگی خود را بر چند اصل بنا كردی؟ / زرتشت

پاسخ زیبای زرتشت به این سوال: زندگی خود را بر چند اصل بنا كردی؟
 

جهت عضویت در سایت و دسترسی کامل به تمامی مطالب سایت ، اطلاعات زیر را کامل نمایید. لطفا پست الکترونیک (ایمیل) خود را صحیح وارد نمایید. پست الکترونیک شما به عنوان نام کاربری در سایت ثبت خواهد شد و با پست الکترونیک خود می توانید وارد سایت شوید.

نام و نام خانوادگی :  
پست الکترونیک :    
 
رمز عبور :  
تکرار رمز عبور :